ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
316
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
بوده و در علوم معقول و منقول تدريس مىفرموده ، و علماء آن ايام همه نهايت احترام از او مرعى مىنمودهاند . در « روضات الجنات : 198 » نوشته كه وى زمانى به سفر عتبات عاليات رفت ، و چون علماء آن سرزمين ورود او را فهميدند همه از او به جهت علو اسنادش اجازت روايت خواستند ، و وى بلفظ مبارك آنها را اجازت روايت داد از پدرش از جدش علامهء مجلسى ، و همانا اجازت او براى سيد بحر العلوم در اين وقت بوده ، انتهى . و در « الفيض القدسى : 31 » اين قسمت اخير را طورى ديگر نوشته ، يعنى فرمايد كه : در سنه 1186 طاعونى در عراق عرب پديد آمد و سيد بحر العلوم با اهلوعيال خود به سفر مشهد مقدس رفت ، و بعد از مراجعت باصفهان آمد و در اين سفر از مرحوم مير عبد الباقى اجازت گرفت ، و آن به خط مجيز كه در نهايت جودت است در نزد من حاضر مىباشد ، انتهى . و در « الذريعة 1 ش 1047 » نيز اجازهء وى را براى بحر العلوم در اصفهان بعد از مراجعت مجاز از سفر مشهد نوشته ، ليكن تاريخ آن را در شعبان سنه 1193 ذكر كرده . و مرحوم مير عبد الباقى كتب چندى تأليف فرموده : اول كتاب « اكمال الاعمال » در استكمال « اقبال » سيد ابن طاوس ، در استدراك زياراتى كه مربوط به حضرت امير و حضرت سيد الشهداء عليهما السلام است و در آن نيامده . دويم كتاب « جامع » در أعمال ماه رمضان كه در آن أعمال و آداب و ادعيهء اين ماه مبارك را بطور مستوفى ذكر كرده . سيم كتاب « رياض رضوان » در زيارات حضرت رضا ( ع ) . و اساتيد درس يا مشايخ اجازات او چند نفراند : اول مرحوم مير محمد حسين پدر بزرگوارش ، أعلى اللّه مقامه « خ » . دويم مرحوم شيخ يوسف بحرينى ، عليهالرحمه « س و خ » . سيم مرحوم آقا ميرزا ابو القاسم مدرس ( ج 1 ص 129 ش 74 ) « س » . چهارم ملا محمد قاسم سبط فاضل سراب ( 1285 ) « خ » . پنجم ملا محمد جعفر كشميرى « س و خ » . ششم آقا سيد ابراهيم قزوينى ( 1208 ) « خ » . و هم چند نفر از او روايت مىكنند : اول سيد بحر العلوم مرقوم ( 1212 ) . دويم ميرزا حيدر على مجلسى ( 1214 ) . سيم آقا سيد على كربلائى ( 1231 ) . چهارم فرزندش حاجى مير محمد حسين ( 1233 ) .